الفبا و تلفظ
خلاصه مبحث
الفبای آلمانی، حروف خاص Ä، Ö، Ü و ß و صداهای مهمی مانند ei، ie، eu، sch، sp، st و ch.
نکته مهم
تلفظ ch بعد از i و e معمولاً نرمتر و بعد از a، o و u خشنتر است.
مثال کاربردی
Ich möchte fünf frische Brötchen.
معنی فارسی: من پنج نان کوچک تازه میخواهم.
ضمایر فاعلی و فعل sein
خلاصه مبحث
ضمایر ich، du، er، sie، es، wir، ihr، sie و Sie و صرف فعل sein برای معرفی و بیان وضعیت.
نکته مهم
فعل صرفشده در جمله خبری معمولاً در جایگاه دوم قرار میگیرد.
مثال کاربردی
Ich bin Mohammad und ich bin heute glücklich.
معنی فارسی: من محمد هستم و امروز خوشحال هستم.
سؤالسازی و جوابدادن
خلاصه مبحث
ساخت سؤالهای بله/خیر، تفاوت du و Sie و جوابهای کوتاه مثبت و منفی.
نکته مهم
در سؤال بله/خیر، فعل صرفشده معمولاً به ابتدای جمله میرود.
مثال کاربردی
Sind Sie müde? – Nein, ich bin nicht müde.
معنی فارسی: آیا خسته هستید؟ – نه، من خسته نیستم.
منفیسازی با nicht و kein
خلاصه مبحث
nicht برای منفیکردن فعل، صفت یا جمله و kein برای منفیکردن اسم استفاده میشود.
نکته مهم
kein مانند ein صرف میشود و برای اسم مؤنث به keine تبدیل میشود.
مثال کاربردی
Ich habe kein Auto, aber ich bin nicht traurig.
معنی فارسی: من ماشین ندارم، اما ناراحت نیستم.
معرفی و مکالمات ابتدایی
خلاصه مبحث
نام، سن، کشور، محل زندگی، زبان، شغل، خانواده، شماره تلفن، ایمیل و علایق.
نکته مهم
برای پرسیدن اطلاعات شخصی از wie، wo، woher، was و welche استفاده میکنیم.
مثال کاربردی
Ich heiße Mahdi, komme aus dem Iran und wohne in Hamburg.
معنی فارسی: اسم من مهدی است، از ایران میآیم و در هامبورگ زندگی میکنم.
اعداد و اطلاعات عددی
خلاصه مبحث
خواندن و نوشتن اعداد، سن، شماره تلفن، قیمت، سال و تعداد.
نکته مهم
عددهای ۲۱ به بعد معمولاً از یکان + und + دهگان ساخته میشوند.
مثال کاربردی
Sara ist achtundzwanzig Jahre alt und hat zwei Kinder.
معنی فارسی: سارا ۲۸ ساله است و دو فرزند دارد.
ساعت و زمان
خلاصه مبحث
ساعت کامل، nach، vor، halb، Viertel nach و Viertel vor و پرسیدن زمان برنامهها.
نکته مهم
در زبان روزمره halb acht یعنی ساعت هفت و نیم.
مثال کاربردی
Der Kurs beginnt um Viertel nach sechs.
معنی فارسی: کلاس ساعت شش و ربع شروع میشود.
اسم، آرتیکل و جمع
خلاصه مبحث
یادگیری اسمها همراه با der، die و das و همچنین شکل جمع آنها.
نکته مهم
اسمهای آلمانی همیشه با حرف بزرگ نوشته میشوند.
مثال کاربردی
Das Kind liest ein Buch, und die Kinder lesen viele Bücher.
معنی فارسی: آن کودک یک کتاب میخواند و کودکان کتابهای زیادی میخوانند.
Nominativ و Akkusativ
خلاصه مبحث
تشخیص فاعل و مفعول مستقیم و تغییر آرتیکل مذکر در حالت Akkusativ.
نکته مهم
در Akkusativ فقط مذکر تغییر میکند: der → den و ein → einen.
مثال کاربردی
Der Mann kauft einen roten Apfel.
معنی فارسی: آن مرد یک سیب قرمز میخرد.
Dativ و افعال مربوط به آن
خلاصه مبحث
آشنایی مقدماتی با مفعول غیرمستقیم و افعالی مانند helfen، sagen، geben و gefallen.
نکته مهم
ضمیرهای پرکاربرد Dativ شامل mir، dir، ihm و ihr هستند.
مثال کاربردی
Der Lehrer erklärt mir die Aufgabe.
معنی فارسی: معلم تمرین را برای من توضیح میدهد.
صرف صفت در Nominativ
خلاصه مبحث
صرف صفت بعد از آرتیکل معین، نامعین، kein، ضمیر ملکی و بدون آرتیکل.
نکته مهم
پایان صفت به جنس اسم و نوع آرتیکل بستگی دارد.
مثال کاربردی
Mein guter Freund ist ein fleißiger Student.
معنی فارسی: دوست خوب من یک دانشجوی پرتلاش است.
فعلهای کمکی و مُدال
خلاصه مبحث
sein، haben و werden و افعال können، müssen، wollen، dürfen، sollen و mögen.
نکته مهم
با فعل مُدال، فعل اصلی بهشکل مصدر در پایان جمله قرار میگیرد.
مثال کاربردی
Ich kann Deutsch sprechen, aber ich muss noch viel üben.
معنی فارسی: من میتوانم آلمانی صحبت کنم، اما هنوز باید خیلی تمرین کنم.
فعلها و جایگاه آنها در جمله
خلاصه مبحث
صرف فعلهای معمولی، افعال جداشدنی و ترتیب کلمات در جمله ساده.
نکته مهم
در فعل جداشدنی، پیشوند جداشونده معمولاً به انتهای جمله میرود.
مثال کاربردی
Azam steht um sieben Uhr auf und ruft ihre Freundin an.
معنی فارسی: اعظم ساعت هفت بیدار میشود و به دوستش زنگ میزند.
زمان گذشته Perfekt
خلاصه مبحث
ساخت گذشته مکالمهای با haben یا sein و Partizip II.
نکته مهم
افعال حرکت و تغییر حالت اغلب با sein ساخته میشوند.
مثال کاربردی
Mahdi ist nach Hause gegangen und hat Deutsch gelernt.
معنی فارسی: مهدی به خانه رفت و آلمانی خواند.
واژگان و عبارتهای کاربردی
خلاصه مبحث
اسمها، فعلها، صفتها، قیدها و عبارتهای مورد نیاز در مکالمات روزمره A1.
نکته مهم
لغت را همراه با آرتیکل، جمع و یک جمله کوتاه یاد بگیر.
مثال کاربردی
Ich brauche das Handy und möchte einen Kaffee trinken.
معنی فارسی: من به موبایل نیاز دارم و میخواهم یک قهوه بنوشم.